به گزارش روابط عمومی موسسه زیتون، مراسم طبخ و توزیع غذای گرم در بین خانواده‌های نیازمند در روز هفدهم آبان‌ماه هم‌زمان با روز شهادت امام رضا (ع) برگزار شد. روز گذشته نیز مراسم آماده‌سازی برای طبخ غذای گرم در موسسه زیتون برگزار شد.

 ساعت ده صبح است. کوچه صفایی در سکوت غرق شده است. پرنده پر نمی‏‌زند. حتی کبوترهای موسسه زیتون هم آرام، در گوشه‎ای کز کرده‌‏اند و صدا نمی‎دهند. بوی عطر برنج و زعفران در کوچه پیچیده است. در انتهای کوچه بن‏ بست، ساختمان سفیدرنگ موسسه زیتون پیداست، رفت‏ و آمد در این ساختمان زیاد است. در خانه قدیمی که باز می‏‎شود، عطر خوش غذای نذری اولین چیزی است که به استقبال می‌‏آید.

دیگ‏‌های غذا در آشپزخانه و راهرو منتهی به آشپزخانه چیده شده است. در راهروی باریک یکی از خادمین، ذکر می‎گوید و با دقت، مراقب است تا مرغ‎هایی که در روغن داغ، سرخ‎ می‎شوند، نسوزند. خادم افتخاری دیگری، مسئول درست کردن سس‎هاست.

درون آشپزخانه آشپز مسئول طبخ غذا برنج‎های را درون آب جوش می‏‎ریزد. همه در جنب ‏و جوش‌‏اند. تا چند ساعت دیگر، غذای نذری گرم به دست خانواده‎های نیازمند خواهد رسید.

از ذکر صلوات تا کمک حضرت

«مریم عبدالهی» آشپز طبخ نذری مراسم است. او درباره همراه شدنش با موسسه و کمک در طبخ نذری به روابط عمومی موسسه زیتون می‏‌گوید: «از قبل با موسسه زیتون آشنا بودم. برای این مراسم هم قابل دانستند تا برای طبخ غذای نذری با گروه همراه شوم.» عبدالهی هفت سالی می‌‏شود که برای مراسم مذهبی آشپزی می‏‌کند. لطفی که از نظر او، شامل حالش شده است: «سال‎هاست در همه مناسبت‌ها برنامه داریم و در تمامی این مراسم یکی از دوستانم، برای طبخ غذا مراجعه می‏‌کرد. لطف امام حسن (ع) شامل حالمان شد و یک خانه ویلایی خریدیم. بعد از آن قسمتی از خانه را هم تبدیل به حسینیه کردیم. همه این‏‌ها باعث شد تا خودم برای طبخ غذا اقدام کنم.»

او می‎گوید: «انگار که کسی من را هل داد تا تمامی این کارها را انجام بدهم. دوست نداشتم که از بیرون غذا تهیه کنم. دوست داشتم که با شرایط یک غذای نذری، غذای نذری هم طبخ شود. لطف حضرت (ع) باعث شد تا دل و جرأتی پیدا کنم تا خودم آشپزی کنم.»

عبدالهی تأکید می‎کند که شرایط طبخ غذای نذری با طبخ دیگر غذاها متفاوت است: «در طبخ غذای نذری، از نمک تا هر اتفاق دیگری، خود حضرت (ع) نظارت دارند. صاحب کار غذای نذری خود حضرت (ع) هستند؛ بنابراین شرایط هم باید رعایت شود. یعنی آشپز باید با وضو باشد، تربت در غذای نذری بریزد و همه کارها را هم با سلام و صلوات انجام دهد.»

او معتقد است که در نذری پختن منیّت وجود ندارد، عبدالهی خاطره‌‏ای هم دارد: «یک بار من در یک مراسم، بر اساس منیّت خودم گفتم که می‌‏توانم و غذای نذری را هم خودم می‎پزم. برنج را دم کردم و خورش را هم بار گذاشتم. در برنج را که برداشتم، بوی تعفن می‏‌داد. این منیت من باعث شد که صاحب نذری را فراموش کنم. آن زمان گوشم پیچیده شد تا بفهمم که هیچ کاره هستم. حضرت خودش باید بخواهد. بعد از آن در هر نذری هم از خود حضرت (ع) می‏‌خواهم که کمک کند. دیروز در مراسم امام حسن (ع) خواستم تا خود حضرت (ع) برای این مراسم هم کمک کند.»

از شمال تا جنوب تهران

برنج را دم و خورش را هم بار گذاشته‌‏اند. همه خادمین، خانم‎ها و آقایان، در آشپزخانه جمع شده‏‌اند و یک‌صدا زیارت عاشورا می‏‌خوانند. طنین خوش «اسلام‏ علیک یا اباعبدالله» در آشپزخانه پیچیده است.

چند دقیقه بعد، غذا را باید به دست خانواده‎های نیازمند برسانند. وقت کشیدن غذاهاست. خادمین مرغ‌های پخته را درون ظرف‌ها می‌گذارند، برنج‌ها و زرشک‌ها را می‎کشند، یک تکه تهچین خوش‌رنگ در کنار برنج می‌گذارند و در ظرف را می‌بندند. بسته‎های غذا و نوشیدنی در ماشین‌ها چیده می‌شوند تا به در خانه خانواده‌های نیازمند منتقل شود.

محل توزیع غذای گرم در میان خانواده‌های نیازمند، جایی در شهرری است. خادمین برای توزیع باید از شمال تهران، محله قلهک، نزدیک به امامزاده صالح تا جنوب تهران، شهرری، نزدیک به امامزاده شاه عبدالعظیم راه طی کنند‌.

محله شهرری شلوغ است. خانواده‌هایی که شناسایی شده‌اند، منتظرند. دخترها و پسرهای کوچک دست مادرهایشان را گرفته‌اند. بچه‌ها صورت‌هایشان را می‌پوشانند و پشت چادر مادرها پنهان می‌شوند. به تعداد اعضای خانواده غذای گرم توزیع می‌شود.

«سِودا» دختربچه شش ساله‌ای است که با برادرش آمده است. سودا، یک بلوز نازک به تن کرده و دمپایی‌هایش را تابه‌تا پوشیده است. سودا می‌خندد و غذاها را تحویل می‌گیرد. دست برادرش را می‌گیرد و برای گروه خادمین موسسه زیتون دست تکان می‌دهد و دور می‌شود. تمام 550 غذای گرم در بین خانواده‌های نیازمند، توزیع می‌شود.

غروب شده است، ابرها قرمز شده‌اند. صدای اذان در خیابان‌های شهرری می‌پیچد. عطر کرامت امام حسن (ع) در بین خانواده‌های نیازمند پخش شده است.